سحر شد يار بي همتا نيامد
يگانه منجي دلها نيامد

 

نهاد آدينه را موعود ديدار
دو صد آدينه رفت اما نيامد

 

 

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی


شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید

سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی


دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی


فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی


ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی


نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی


تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی


دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی


به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری

به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی


ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری

دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

درد دل

سلام آقا جون !

سلامي از يه دل اميدوار به اميد دلاي اميدوار .

سلامي از يه منتظر چشم براه به وجودي كه همه چشم ها براهشه .

باز اومدم .

بازم دوست دارم كه مثل هميشه حرفامو گوش بدي.

بازم اومدم تا چند لحظه اي با شما بگم و برم دنبال كار و گرفتاريام .

آخه لازمه زنده بودن و زندگي كردن ، گرفتاريه .

اونم توي دنياي امروز .

دنيايي كه مردمش مجبورن مدام پي كار و گرفتارياشون بدون . . . .

دنيايي كه شايد اين گرفتارياش باعث بشه آدما خيلي چيزا را فراموش كنن . . .

دنيايي كه داره آدمارو زميني و زميني تر مي كنه و از آسمون فاصله مي ده .

آقا جون !

خوبه بهونه امروزم همين ... و گرفتاري باشه .

دردي كه همه گرفتارشن .

اين روزا . . از هر كسي بپرسي : چه خبر ؟؟؟. . . . . .  چيكار مي كني ؟؟؟

ميگه : سلامتي !! چيكار كنيم !! دنبال كار و گرفتاريا مونيم ديگه .

كار و گرفتاريايي كه برا هيچ كس تمومي نداره .

دنياس ديگه .

هر كي نداره ، دوست داره داشته باشه و هر كي داره دوست داره بيشتر داشته باشه . . . .

پس همه مجبورن بدون . . . .

چيكار ميشه كرد .

گفتم كه . . . .  زنده بودن و زندگي كردن ، درد سر داره  .

اما آقا جون . . .

مي خوام بگم ، اونقده درگير اين به قول معروف گرفتاريا شديم كه ديگه كم كم داره يادمون مي ره دلمون بايد گرفتار شمام باشه .

اصلا گرفتاري و درد اصلي مردم بايد اين باشه كه چرا ديگه شما نمي ياين ؟؟؟؟؟ .

آخه مگه نه با اومدن شما همه چيز درست ميشه ؟؟؟؟؟؟.

همه درد و مصيبتا تموم ميشه .

پس چرا داره يادمون ميره كه كليد حل كل اين گرفتاريا. . . . . توي ظهور شماست ؟

فاصله آقا جون . . . .  فاصله .. . . .

فاصله اي كه خيلي چيزا رو از ما گرفته .

فاصله ست كه يه جورايي باعث فراموشي ميشه .

گرفتارياي ما ، باعث فاصله مون از شما شده .

فاصله اي كه جز فراموشي چيزي نداره .

اونقده درگير درد و گرفتارياي دنياييمون شديم كه درد نبودن شما رو كمتر حس مي كنيم . 

دلم گرفته

وضویی زلال می گزارم و برای او می نگارم :

به نام پروردگار بهار ،خداوند کوهسار،کردگار ابشار،بیدارگر درختان از برگ ریزان و نگارگر شکوفه ریزان ...

به عنایت رحمان به عون رحیم :

اللهم رب نور العظیم...

به انتظار تو، دل، پیر شد، نمی آیی ؟
و روز آمدنت، دیر شد، نمی آیی ؟
هزار بار به راه تو آب پاشیدم
هزار مرتبه، تبخیر شد، نمی آیی ؟
به انتظار تو، وقتِ دعای نافله ها ....
چه اشکها، که سرازیر شد، نمی آیی ؟
تمام هستی ما، در هوای دیدن تو 
پُر از ترانه تکبیر شد ، نمی آیی ؟
پیام آمدنت با امام آمده بود
بگو برای چه تأخیر شد ، نمی آیی ؟ 
ببین! دلی که به یاد تو می تپید 
آقا : اسیر حلقه زنجیر شد، نمی آیی ؟
برای واقعه، با ذوالفغار، آماده است 
و انتظار، نفس گیر شد، نمی آیی ؟

به نام او كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانید

سلام اى گل نرگس، اى كه شیرین ترین انتظار، انتظار توست

و بهترین منتظر، منتظر توست

مى توانم در یك كلمه پر معنا بگویم

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شیفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزدیك گرداند

ما محتاج یك نگاه گذراى شما هستیم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانیم

خدا كند كه بیایى و ما هم یكى از یارانتان باشیم

 

به انتظار و امیدی نشسته ام که بیائی

بیائی و گره از کار بسته ام بگشائی

دلم گرفته ازین جمعه های خلوت و غمگین

دلم گرفته ازین لحظه های تلخ جدائی

غبار آمدنت را ندید قطره ی اشکی

اشاره ای به ظهورت نکرد دست دعائی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

شعر

جستجوی نگاه

دلم به این همه آئینه رو نخواهد کرد

به جز نگاه تو را جستجو نخواهد کرد

 

پرنده‌ای که گرفتار پر زدن باشد

به آب و دانه و آواز خو نخواهد کرد

 

بیا مسافر چشمم که هیچ حادثه‌ای

نگاه پنجره را زیر و رو نخواهد کرد

 

به غیر نام تو ای التهاب روحانی

دلم برای سرودن وضو نخواهد کرد

 

عزیز غائب من، ای همیشه در خاطر

به جز تو را دل من آرزو نخواهد کرد

نرگس ایمانیان

خورشيد زندگى ام رو به غروب مى گذارد، ولى هنوز چهره دلربايت را نديده ام.

 همه روز با خود مى انديشم، كدامين آدينه چشمان گنهكارم به جمال زيبايت منوّر مى شود، تا كى بايد كوچه هاى انتظار را با حسرت پشت سرگذارم...

 غروب سه شنبه که می شود دلم مثل قنارى بى تابى مى كند. با آن كه آسمان، آبى آبى  ویا شایدم  ابری ویامثل دلم بی تابی  می کند، دلم حال غروب ابرى ترين روز پائيز را دارد....

 وقتى آسمان دلم گرفته و ابر یست، تنها باران اشك و نسيم نيايش با تو قلبم را جلا مى دهد و دلم را آرامش مى بخشد.

 بازهم در مسجد جمكران تو، زانوان غم  فراقت رادر بغل می گیریم و آسمان بى كران را مى نگرم وبا عشق تو آرام می گیریم...به این آرامش می یابم که نگارم مرا می بیندونجوایم رامی شنود

عجل لولیک الفرج میگویم!

در سهله وجمکران تورا میجویم!

عجل لولیک الفرج میگویم!

*****

بیا دو باره پاک کن زجاده ها غبار را

به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را!

تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو

بیا و پاک کن زدل حدیث انتظار را!

*****

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم

سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که همسفر تو لحظه افطار شویم

*****

دربزم ولا جام هدایت مهدیست

مقصود زنور بینهایت مهدیست

ثبت است که در جریده ی عالم قدس

گلواژه روشن هدایت مهدیست

*****

قطعه گمشده ای ازپرپرواز کم است

یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است

*****

دیداریار غائب دانی چه ذوق دارد؟

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد.

*****

مولای من مهدی جان!

سوالی ساده دارم زحضورت

من آیا زنده ام وقت ظهورت؟

اگرتو آمدی من رفته بودم

اسیر ماه و سال و هفته بودم

دعایم کن دوباره جان بگیرم

بیایم در حضور تو بمیرم

*****

گفتم شبی به مهدی ازتو نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

*****

عشق یعنی عشق یعنی انتظار

در فراق تک سواری بیقرار

عشق یعنی واهمه بی واهمه

خادم المهدی شدن بی خاتمه

*****

به خاک و خون نشسته ام در انتظار دیدنت

به انتظار لحظه ی شکفتن و رسیدنت

ظهور عاشقانه ات نیاز هر ترانه ای

برای گریه های من تو بهترین بهانه ای

*****

کوچه کوچه جست وجوخانه خانه درگذار

قلب ما آشفته است دربهار انتظار

آخرین گل مهمدیست این که میرسد ز راه

هم تبار نرگس است درتبسم بهار

آه میکشم تورا با تمام اتنظار

پرشکوفه کن مرا ای کرامت بهار

می رسد بهارومن بی شکوفه ام هنوز

آفتاب من بتاب مهربان من ببار

*****

آنچه تسکین خاطر جان است

نغمه روح بخش قرآن است

اوج پرواز در این صحیفه نور

وصف عشق امام جانان است

باظهور شکوه دین مهدی

باغ قرآن شکوفه باران است

*****

مهرکوی تو آمیخته در خلقت ما

عشق روی  تو سرشته است به آب وگل ما

نیست جز ذکر گل روی تو در محفل ما

نیست جز وصل تو چیز دگری حاصل ما

*****

خوب است ما هم مثل باران حس بگیریم

هرشب سراغی ازگل نرگس بگیریم

از خم شراب سبزاشراقی بنوشیم

هرشب شرابی از غم قائم بنوشیم

*****

زعشق هرکه سرایدتوایی تمام توایی!

توروح مهری ومعنای غشق تام توایی!

کدام جمله توراشرح میتوان کردن!

توخودکتاب خودی بهترین کلام توایی!

*****

جمکران ای سرزمین رازها

مرکز امدادها اعجازها

از درودیوار آید بوی دوست

کشته ای آیینه دار روی دوست

*****

بیا که با همه کوله بار برخیزیم

به عزم بوسه به دست یار برخیزیم

غبار غربت پاییز را دوامی نیست

بیا به انتظار طلوع بهار برخیزیم

*****

کعبه بی نام و نشان میماند اگر زینب نبود

کربلاهم بی نشان میماند اگر زینب نبود

کاروان مهدویت در مسیر فتنه ها

بی امیر کاروان میماند اگر زینب نبود

***** 

تانام دوست میشنوم از زبان خویش

آینه پیش آرم و بوسم زبان خویش

نامش چو غیر میبرد ازهوش میروم

وای از دمی که خود شنوم از زبان خویش

من کمتر از آنم که بگویم ظهور کن

!خود صاحب زمانی و دانی زمان خویش

 

*****

گواه حضورت تمام وجودم

فضا شد معطر زعطر سجودم

تو دریای آبی منم قطره هرگز

که بی تو ندارد بقایی وجودم.

به ما ؛هيچ گاه؛نگفتيد

به ما ؛هيچ گاه؛نگفتيد

سلام آقا ؛سلام مولای نجابت؛ که به ما هیچ نگفتید

 به ما نگفتید که ما چه کسی هستیم؛ما چی هستیم؛ما از کجا آمده ایم ؛و به کجا می رسیم؛؛؛؛

به ما از بی وفاییمان ؛ از عهد شکنیمان؛از گناهانمان که شما برایمان استغفار می کنید نمی گویید؛؛؛

از محبت خود هم نمی گویید؛؛؛؛؛؛؛؛؛ اما در عوض ما گنه کاران می گوییم؛؛؛؛

می گوییم:

خدایا؛مشکلاتمان زیاد شده است؛؛؛؛؛........

خدایا؛فساد بی داد می کند؛؛؛؛؛؛..........

خدایا مریض هایمان دوایی به جز ظهور ندارند؛؛؛؛؛؛

پس ظهور کن؛؛؛؛؛؛؛؛..........

..........

و شما تمام این ها را می شنوی ؛و نمی گویی پس من چه؛؛؛؛؛؛؛

نمی گویی ؛های مردمان ؛من سرور و مولا و آقا و امامتان و پدر دلسوزتان هستم

من هستم که هزار سال است که درد و رنج غیبت را با درد و رنج روی کبود؛ فرق ضربه خورده؛

سر های از تن جدا؛ گوشواره های سه ساله؛و تک تک این مصیب ها را با هم آمیخته ام ؛؛؛؛؛

و هیچ نگفتم؛ و برای گناهانتان استغفار کردم و از برای صواب هایتان خدا را شکر؛؛؛

..............

اما حال من می گویم:؛؛

و نمی دانم چرا خجالت رویمان را سرخ و سفید نمی کند؛

آیا کسی در این دنیای خاکی نیست که بگوید که تو کی هستی که می گویی درد و رنجت زیاد شده است؛؛؛؛؛؛؛؛؛

تو کی هستی:که سر از تن جده را بر فراز نیزه ها مانند غدیر فراموش کردی ؛ وحال  با چه رویی از خدا طلب ظهور برای مشکلات خودت می کنی؛

ما نماز هایمان را خوب می خوانیم؛یا عبادتهای دیگرمان را از سر اخلاص و برای خدا انجام می دهیم؟ که حال دعا بر امر فرج برای رفع مشکلاتمان می کنیم

؛ما خیلی بنده های خوبی بودیم که خداوند دستور فرج دهند؛

......................

آیا تا به حال شده است که بگوییم ؛ پهلوی دخت رسول خدا راشکسته اند

سر پسر اشرف مخلوقات را بر نیزه نهادند؛

تا به حال گفته ایم به خاطر دل سه ساله ظهور کن

نمی دانم ما چه یارانی هستیم؛؛؛؛؛؛؛؛؛

و نمی دانم شما چقدر بزرگوارید که هیچگاه این را به ما نگفتید؛؛؛؛؛هیچگاه؛؛؛؛؛؛؛؛

درد و دل

فهميدم ؛سعادت می خواهد

تمام مشکلاتی که در این مدت داشتم را می خواهم سپری کنم؛؛........

و بگویم اگر این مدت از یارم دور بودم و چیزی ننوشتم؛؛؛؛

 به خاطر مشکلات بود نه به خاطر کم سعادتی ؛؛؛

نه به خاطر دستان پر گناهم ؛که شرم از نوشتن دارد؛

نه به خاطر چشمان پر ز برق ؛آره برق آتش گناه ؛گناهانی که خواسته نا خواسته و از خدا خواسته برای همه ما پیش می آید عادی تر از آب خوردن لذت می بریم؛؛؛

نه ؛؛

حدیثی خواندم ؛

نمی دانم من که با خواندن این حدیث لرزه بر اندامم افتاده 

اگر حضرت ظهور کنند و بگویند و درد و دل کنند و از بی وفایی هایمان اندکی زبان بگشایند

من چه گونه خواهم بود ؛

مولا ؛در آغاز نه روی سلام داشتم ؛نه زبانی برای سلام کردن

مولا ؛آقا سلام

نمی دانم ؛ زمانی که شما ما را ندیده این چنین نظر بر می آورید زمانی که بی وفایی ما را

دیدید ؛چه گفتید

زمانی  که دیدید با شما عهد می بندم و بعد از مدتی حتی شما را از یادم برده ام چه گفتید

....................

و جالب آنکه شما در هر لحظه به یاد ما هستید

 و از ناراحتی هایمان ناراحت و از شادیهامان شاد

و جالب آنکه شما همیشه بر ما نظر خیر و دعا گو دارید

پدر همه ما از شما متشکریم

...............................

«شيعيان ما به اندازه آب خوردن ، ما را نمي خواهند ،اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما

مي رسد» « امام زمان (عج)»