شعری زیبا از مولوی

هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند
به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او
نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به کی ماند به کی ماند به کی ماند به کی ماند
هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

مهدويت در شعر حافظ

مهدويت در شعر حافظ

گذری بر زندگی حافظ شیرازی

 

شمس الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب، یکی از پر رمز و رازترین شاعران جهان است. نام پدرش بهاءالدین می­باشد که بازرگانی می­کرده و مادرش اهل کازرون شیراز بوده است. تاریخ تولد او را بعضیها سال 792 هـ ق و برخی بین سالهای 730 – 720 هـ ق ثبت کرده­اند که اوایل قرن 8 هجری بوده است. بعد از مرگ پدرش، برادرانش که هر کدام بزرگتر از او بودند، به سویی روانه شدند و شمس الدین با مادرش در شیراز ماند و روزگار آنها در تهیدستی می­گذشت.

همین که به سن جوانی رسید، در نانوایی به خمیرگیری مشغول شد، تا آنکه عشق به تحصیل کمالات او را به مکتب خانه کشاند. تحصیل علوم و کمالات را در زادگاه خود کسب کرد و مجالس درس علماء و فضلای بزرگ شهر خود را درک نمود. او قرآن کریم را از حفظ کرده بود و بنابر تصریح صاحبان نظر، تخلص حافظ نیز از همین امر نشأت گرفته است.

عشقت رسد به فریاد ورخود به سان حافظ قـرآن زبـر بخوانی در چهـارده روایـت

حافظ در سن 38 سالگی همسر خویش را از دست داد. و پس از او بار دیگر زمانه نامهربانی خود را به او نمایان ساخت و این بار فرزندش را از او گرفت. وفات حافظ را بین سالهای 775 تا 785 هـ ق نوشته­اند.[1]

عشق در بیان حافظ

شعر حافظ امتیازات زیادی دارد. از جمله روح عشق و امیدواری است که در دیوان او موج می­زند. وقتی که می­گوید: «مژده ­ای دل که مسیحا نفسی می­آید» یا «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور»، در دل خواننده روح امید و عشق و شور و شوق می­دمد و در عین حال ملاحت بیان حافظ جای خود را دارد.

حافظ درباره عشق الهی که موضوع غزلهای عرفانی اوست، صحبت می­کند. در مورد عشق انسانی هم وقتی از معشوقان جسمانی و مادی صحبت می­کند، خاطر نشان می­کند که عشق وی همچون امری است که به یک سابقه ازلی ارتباط دارد. در غزلهای عرفانی حافظ، عشق مجازی همچون پرده­ای به نظر می­آید که عشق الهی در ورای آن پنهان است.

درد عشقی کشیده­ام که مپرس

زهر هجری کشیده­ام که مپرس

گشته­ام در جهان و آخر کار

دلبری برگزیده­ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش

می­رود آب دیده­ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده­ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق

به مقامی رسیده­ام که مپرس[2]

محبوب حافظ کیست؟

دلبر حافظ معصوم است که همه عالم نسبت به پارسایی، عفاف و عصمت او اذعان دارند. در این راستا حافظ از میان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به محبوب عصر خود، یعنی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ نظر داشته است. البته حافظ درباره حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ غزل گفته است نه قصیده، ولی سخن در اینجاست که تقریباً کمتر غزلی است که بیتی یا ابیاتی از آن مناسب با وصف حال امام غائب از انظار نباشد. سرانجام با آتش شعله ور عشق محبوب دو عالم، به دیدار حضرت حق شتافته است.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید[3]

نام حضرت مهدی علیه السلام در شعر حافظ

حافظ نام حضرت را صریحاً در اشعارش برده و از ظهور او و نابودی «دجال»؛ مظهر ریا و تزویر و بدی و پلیدی سخن گفته است.

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل

بگو بسوز که «مهدی» دین پناه رسید[4]

خدايا دلم خيلي گرفته

خدايا دلم خيلي گرفته

آري ديگر دلم از دست همه گرفته
از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است
از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است
از انسان هاي ارزان قيمت

از آدم هاي دو رو نه هزار رو!
از اعتقادهاي حراجي
از ناديدني هاي ديدني!

از متهماني که شاکي اند
از انان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند
از کوفياني که اهل کوفه نيستند
از کوفياني که براي مهدي (عج)نامه مي نويسند
از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند
از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمروعاص يا ... دم داشتند
از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند
از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند
از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند
از امانت داران خائن
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
از آنان که بي حجابند
از آنان که خود حجابند
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجو مي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه از آنان که کلفتي گردن خود رابيش از تيزي ذوالفقار مي دانند
از خنجرهايي که برپشت مي نشينند
از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از انان که مي بينند و مي گذرند
از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا
از من که منم ، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم

حافظ عمیقا به وجود مبارک حضرت مهدی(عج) عشق مي ورزید

حافظ عمیقا به وجود مبارک حضرت مهدی(عج) عشق مي ورزید

محمد رضا  قزلسفلي به منظور معرفی مشاهیر كشورمان 20 مهرماه طی نشستی با اساتید،دانشجویان، ارباب جراید و نخبگان سيرالئون در محل رايزنى فرهنگى ايران در فريتاون گفت:حافظ عمیقا به ائمه اطهار (ع)  بویژه وجود مبارک حضرت مهدی(عج) عشق ورزیده و در وصف آنها اشعار فراوانی سروده است.

به گزارش اداره كل روابط عمومي و اطلاع رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي،به مناسبت روز بزرگداشت حافظ شیرازی و به منظور معرفی مشاهیر كشورمان محمد رضا  قزلسفلي رايزن فرهنگي ايران طی نشستی جزئیاتی از شخصیت آن شاعر و عارف بزرگ کشورمان را ک تشریح نمود.

 وي در اين نشست گفت:یادآوری مشاهیر و مفاخر تاریخ از جمله حافظ لسان الغیب و ترویج فرهنگ غنی و ناب آن ها در جامعه که باید راه و روش زندگی باشد، موجبات توسعه اجتماعی و اقتصادی را فراهم آورده و استعدادهای بالقوه انسان را شکوفا می نماید .

قزلسفلي افزود:این شاعر بزرگ درخشان ترین ستاره فرهنگ فارسی بوده  و آثار وی بر معارف قرآن مجید ، پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) مبتنی بوده است .

وی با بیان اینکه موضوع غزلیات حافظ  در وصف معشوق می باشد ،گفت: این شاعر نامی هنرمندی هدفمند و آگاه به اوضاع زمان خود بوده و همواره با زر و تزویر مبارزه کرده و هرگز اشعار خود را در خدمت استبداد و استعمار قرار نداد .

قزلسفلي گفت:حافظ بیشترین غزل‌های خود را در مبارزه با ریاکاری‌ و عوامفریبی که امروزه چالش بزرگی برای انسانیت می باشد با لحنی نیشدار و گزنده سروده است .

وی با بیان اینکه یکی از ویژگی های حافظ تلفیق دو فرهنگ ایران و اسلام بوده است، گفت: تمام اشعار حافظ بر معرفت ، آگاهی ، بینش ، عرفان ، معارف دینی و فرهنگ ایران مبتنی می باشد .

رایزن فرهنگی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه انسان همیشه دنبال کمال مطلق و نامحدود بوده و از نقص و عدم، تنفر داشته و در پی مطلوب و گمشده ای می باشد، گفت: اشعار او حاکی از این حقیقت است که مطلوب حقیقی ، هدف و کمال آرزوی انسان خداوند متعال می باشد.

این برنامه در رسانه های خبری سیرالئون از جمله روزنامه های استاندارد تایمز ، کنکورد تایمز و رادیوهای فرهنگ ، نمسیل و کالیون بازتاب داشته است.