دنیای بی حضور تو دنیای دیگری است
روز ظهور تو فردای دیگری است
گلهای مریم از گل نرگس معطرند
عیسی اسیر نام مسیحای دیگری است.
دنیای بی حضور تو دنیای دیگری است
روز ظهور تو فردای دیگری است
گلهای مریم از گل نرگس معطرند
عیسی اسیر نام مسیحای دیگری است.
باران نبارید چشمه ها نجوشید سالها آمدند و رفتند
اما!ابری نیامد و بارانی نبارید....
در جست و جوی آب گوش ها تیز شده بود به ناگاه صدایی شنیده شد:
"تا بارانی نشوید باران نمی بارد."....
برخی گفتند:"از بی خوصلگی است."
برخی گفتند:"هذیان تشنگی است."
اما!نباریدن باران و تشنگی نه هذیان گویی بود و نه از بی حوصلگی...
چاره ای نبود باید بارانی می شدند تا باران ببارد.
اینک نیز چاره ای نیست باید بارانی شویم تا باران ببارد!
دستم تهی ست راه بیایان گرفته ام
دست من و نگاه شما ایها العزیز
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدي جان جمعه اي ديگر آمد و رفت اما تو نيامدي....
بنام معشوق هستی

می دونم تنها نشستتی
سر به دیوار با غم دل
می دونم خیلی شکستی
وقتی یارات همه رفتند
می دونی وقتی که تنهام
تو تموم لحظه هامی
تو امید شعرهامی
تو عزیز قصه هامی
دعای تو سجده هامی
*
می دونی......
دونه دونه های تسبیح
تو غروب سرد و تاریک
دعاگوی بی صداته
می دونی .....
هر دو جاری چشمم
اشک ریز گریه هاته
*
کاشکی من دو بال داشتم
تو را با خود بر می داشتم
تا کرانه های خورشید .....
کاشکی من بزرگ بودم
قد کوه طور سینا
تو دلم غاری می کندم
سقف تنهاییت می کردم
کاشکی من یه باغ بودم
تو درون من می گشتی
نخلامو چترت می کردم
کاشکی من یک چاه بودم
تو سرم فریاد می کردی
غصه های قلب خسته ات
تو درونم وا می کردی
کاشکی من پروانه بودم
تا که در شمع وجودت
خودمو فدات می کردم
*
تا که این دنیا بدونه
عاشقات هنوز نمردن
هنوز هستند آدمایی
که ترا فدا می گردن
هنوز زنده اند سربداران
یاران بدر و رمضان
دوکوه ، خیبر ، شلمچه
قصه های ناتمومه
تازه اول رحیله
تا قیامت خیلی مونده
کاروان شوق شهادت
ساربونش هست ولایت
*
نکنه یه وقت ندونیم
یا که ما غافل بمونیم
تو شلوغی جا بمونیم
کوچه ها را پس بمونیم
نکنه زنگار دنیا
مهدی را از ما بگیره
*
ما همه منتظر هستیم
یه روزی تا تو بگویی
بیائید میدون عشقه
عاشقی از سر بگیرید
آقاجون ترا به جدت
غمتو با ما سهیم شو
به خدا طاقت نداریم
با وجود و بودن تو
ما ، تک و تنها بشینیم
دردتو بره به جونم
چشاتو ابری نبینم