انسان های کم ظرفیت

برخی از آدم ها، کم ظرفیتند. تاب تحمل علم، اطلاعات، پول، مقام، محبوبیت، شهرت و قدرت را ندارند. با آم وختن چهار کلمه، دچار غرور علمی می شوند و اندکی آگاهی و چند خبر محرمانه، آنان را از خود راضی می سازد. مقام، آنان را خودپسند و مغرور می کند؛ شهرت و محبوبیت، عامل بازدارنده شان می گردد و قدرت، آنان را به ستم و زورگویی و اعمال نفوذ می کشاند.

گاهی بازتاب محرومیت های مالی دوران فقر، به صورت ولخرجی، اسراف و ریخت و پاش های دوران پول داری نمود می یابد. گاهی تهی دستان تازه به دوران رسیده، چنان افسار گسیخته می تازند که اعیان و اشراف هم به گردشان نمی رسند. اگر انسان، خودساخته و تربیت شده نباشد و ناگهان دنیا به او روی آورد، دیگر کسی را نمی شناسد و سراغی از دوست و آشنا و خویشاوند نمی گیرد، در حالی که دلهای باایمان و جان های زلال شده و اراده های متین، در همه شرایط، تعادل خود را حفظ می کنند و رفاه مادی، منصب اجتماعی و محبوبیت مردمی، آنان را دگرگون نمی کند. به تعبیر زیبای حافظ:

نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست سلیمان با همه حشمت، نظرها بود با مورش

ظرفیت داشتن به هنگام رسیدن به نعمت ها و برخورداری ها، موهبتی بزرگ است. با این حال، شاید برای برخی که در فقر و ضعف به سر می برند، همان وضع، بیشتر به صلاح خودشان و جامعه باشد.

پیام متن:

رو آوردن دنیا به انسان های کم ظرفیت، مایه انحراف و لغزش آنها خواهد شد، به گونه ای که هم به خود و هم به جامعه زیان خواهند رساند، برعکسِ انسان های باظرفیت که رفاه مادی و منصب اجتماعی و مانند آن، آنها را از مسیر تعادل خارج نمی سازد