درد و دل
چی بگم؟ از کجا شروع کنم ؟ از کدوم مشکل و گرفتاری بگم ؟وای.....چقدر خستم دوست دارم بخوابم، اونقد که همه چی از یادم بره.... نمی دونم چی بگم ............واقعا نمیدونم !خودمو بد جوری گم کردم تو ای چند وقته یه عالمه اتفاقای غیر منتظره افتاد که هنو ز منگم!!!!هضم نکردمشون !!
نمیدونم چرا بعضی وقتها شرایطی برای آدم پیش میاد که آدم نه راه پس داره نه راه پیش آخه چرا باید اینجوری باشه؟
میگم خدا جون حالا که اینجوری امتحان میکنی به این سختی یه راهنمایی هم بکن تا منم بتونم راه حل رو پیدا کنم .
بعضی وقتها هم هست که یه کاری میخوای انجام بدی فکر میکنی که به همه چیز فکر کردی و تو محاسباتت هیچ ایرادی نداری در اینجور مواقع به یه نتیجه یا چند نتیجه مشخص میرسی که اگه این کارو انجام بدی اینجوری میشه ولی وقتی فکرتو عملی میکنی میبینی یه نتیجه کاملا متفاوت که اصلا بش فکر نکرده بودی بدست میاد واقعا تو اینجور موارد چه کار میکنید ؟ غافلگیری تا چه حد؟
ولی خوب همیشه تو اینجور موارد خدا رو شکر میکنم چون همیشه یه شرایط بدتری هم هست که امکان داشت ما تو اون شرایط باشیم.
التماس دعا